
* انقلاب ایران، امتداد حرکت انبیاء و مقدمه ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
انقلاب ما در راه آن هدفى که امام زمان براى تأمین آن هدف مبعوث مى شود و ظاهر مى شود یک مقدمه ى لازم و یک گام بزرگ بوده . ما اگر این گام بزرگ را برنمى داشتیم، یقینا ظهور ولى عصر ( صلوات الله علیه و عجل الله تعالى فرجه الشریف ) به عقب مى افتاد. شما مردم ایران و شما مادران شهید داده و پدران داغدار و افرادى که در طول این مبارزه زحمت کشیدید بدانید ؛ و شما اى امام بزرگوار امت بدانید (که بهتر از همه ى ما مى دانید) شما موجب پیشرفت حرکت انسانیت به سوى سرمنزل تاریخ و موجب تسریع در ظهور ولى عصر ( صلوات الله علیه ) شدید. شما یک قدم این بار را به منزل نزدیکتر کردید. با این انقلاب که مانع را که همان دستگاه و نظام پلید ظلم در این گوشه دنیا بود و سرطان بسیار خطرناک و موذى و آزاردهنده اى بود این را کندید و قلع و قمع کردید. (۱)
* جمهورى اسلامى ، نمونه کوچک از حکومت جهانى مهدوى
جمهورى اسلامى نتیجه ى برداشت صحیح از اعتقاد به امام زمان و الگوى کوچکى براى آن حکومت عظیم جهانى است. (۲)
* انقلاب اسلامى ، از بین برنده مفهوم انتظار مخرب
کسانى که مغرض و یا نادان بودند، این طور به مردم یاد داده بودند که انتظار، یعنى این که شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحى دست بکشید و منتظر بمانید تا صاحب عصر و زمان خودش بیاید و اوضاع را اصلاح کند و مفاسد را برطرف نماید! انقلاب، این منطق و معناى غلط و برداشت باطل را، یا کمرنگ کرد و یا از بین برد. (۳)
* انقلاب اسلامى ، نمونه کوچکى از انقلاب مهدوى
همه ى خصوصیاتى که در ظهور مهدى (علیه السلام) هست در یک مقیاس کوچک در انقلاب اسلامى ملت ایران هم هست. در آنجا هم مخاطب حضرت بقیة الله همه مردم عالمند؛ یعنى در آن لحظه اى که به خانه ى کعبه پشت مى دهد و تکیه مى کند و دعوت خود را با صداى بلند فریاد مى کند، صدا مى زند «یا اهل العالم» . انقلاب اسلامى ما هم، از آغاز اعلام کرد که مخصوص یک ملت و یک قوم و یک کشور نیست، همچنانى که آن بزرگوار با همه قدرتهاى بزرگ جهان ستیزه مى کند و در مى افتد، انقلاب ما هم با دست خالى و فقط با تکیه به نیروى ایمان با همه قدرتهاى عظیم جهانى مقابل شد. همان طورى که ظهور حضرت مهدى هم حسابهاى مادى و معمولى را به هم مى ریزد، انقلاب ما هم همه ى حسابها را به هم ریخت. (۴)
* همنوایى شعارهاى انقلاب اسلامى با انقلاب امام عصر(عج)
شعارهایى که امام زمان (عجل الله تعالى فرجه ) بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد کرد ، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى یک کشور و یک دولت است . این خودش یک گام بسیار بلندى به سوى اهداف امام زمان است .(۵)
* انقلاب اسلامى ، مقدمه پیدایش حکومت فراگیر مهدوى
سالها ما کوشش مى کردیم تا به مردم تفهیم کنیم حضرت مهدى(عج) در یک زمینه مساعد و مناسبى ظهور خواهد کرد نه در یک زمینه نامساعد؛ اما کسانى بودند که در آن زمان فکر مى کردند دنیا باید پر از ظلم و جور شود تا اینکه حضرت مهدى (عج) بیاید. در حالى که ما مى گفتیم چون حکومت حضرت مهدى (عج) یک حکومت اسلامى صددرصد مى باشد، قبل از این صددرصد مى بایستى ده درصد، بیست درصد، سى درصد، هفتاد درصد، نود درصد بوجود بیاید تا اینکه به آن صد درصد برسیم و لذا شما الان مى بینید حکومت ما چند درصد حکومت اسلامى است. هر چه هست به همین ترتیب پیش خواهد رفت تا اینکه حکومت مهدى (عج) برسد؛ که آن حکومت صد درصد اسلامى است، آن هم نه فقط در این نقطه از عالم بلکه در همه جا. (۶)
* انقلاب اسلامى ، ترجمان انتظار واقعى
امروز با انقلاب اسلامى ما که در خط ایجاد عدالت در سطح جهان است انقلاب حضرت مهدى ( ارواحنا فداه ) یک گام بزرگ به هدف خود نزدیک شد. نه فقط بوجود آمدن حکومت اسلامى آن عاقبت موعود را به عقب نمى اندازد بلکه آن را تسریع هم مى کند و این است معناى انتظار . (۷)
* انقلاب اسلامى ، راهى به سوى ظهور امام عصر(عج)
این راه گرچه کوتاه مدت نیست، اما همان راهى است که بالاخره به نجات بشریت منتهى خواهد شد. همان راهى است که انشاءالله زمینه هاى ظهور مهدى موعود (صلوات الله علیه و عجل الله فرجه ) را فراهم خواهد کرد. (۸)
* هدایت امام عصر (عج) ، شرط موفقیت ما در احیاى تمدن اسلامى
با ملتى که ایستاده و به نیروى خود تکیه کرده است ، هیچ کارى نمى توانند بکنند. همه راهها به روى آنها بسته است. اگر سختگیرى کنند، آنها ضرر مىکنند. اگر فشار وارد بیاورند، آنها ضرر مى کنند. اگر حمله کنند، آنها ضرر مى کنند؛ چون جوهر ایستادگى و مقاومت در یک ملت ، جوهر نفیس و گرانقدرى است. با همین جوهر است که ملت ایران به فضل پروردگار ، با هدایت الهى با کمکهاى معنوى غیبى و با ادعیه زاکیه و هدایتهاى معنوى ولى الله الاعظم ( ارواحنا فداه ) خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند کند و کاخ باعظمت تمدن اسلامى را برافراشته نماید. این ، آینده قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى این حرکت عظیم آماده کنند. نیروهاى مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند. (۹)
* حکومت مهدوى ، الگوى حرکت انقلاب
به آینده روشن بشریت اعتقاد داریم و ویژگى هاى اجمالى این حکومت نیز براى ما به وضوح روشن است. با برخوردارى از این شناخت است که ما خود را براى تحقق آن آماده مى سازیم و اعتقاد داریم که باید حرکتمان با الهام از این الگوى ارزنده در جهت تشکیل و تحقق آن باشد. (۱۰)
* حکومت امام عصر (عج) ، معیار عملى جمهورى اسلامى
در نظام اسلامى که مظهر کامل آن، حکومت حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) است، فریب و حیلهگرى براى جلب آراء مردم، خودش جرم است. استفاده از قدرت براى به دست آوردن پول، یکى از بزرگترین جرایم است. آن جا یاران حضرت مهدى موظفند در سطوح پایین زندگى کنند. نظام اسلامى ما پرتو کوچکى از آن حقیقت درخشان است. ما هرگز این ادعا را نکردیم و نمى کنیم ؛ اما باید نشانهاى از او داشته باشیم. در نظام اسلامى ، مراکز قدرت و کسانى که دستگاههاى مختلف و مدیریتها و امضاءها را در اختیار دارند، باید به جمع ثروت شخصى براى خود، به عنوان یک گناه نگاه کنند… . اگر خداى نکرده چنین چیزى براى ملت ما رواج پیدا کند، یک فاجعه است. این چیزى است که با نظام اسلامى و با انتظار مهدى موعود کاملا منافات دارد.(۱۱)
* خدمت به انقلاب، مصداق انتظار ظهور
هر قدمى که در راه استوارى این انقلاب اسلامى برمى دارید یک قدم به ظهور مهدى نزدیکتر مىشوید. (۱۲).
——————
پی نوشت ها :
۱- در مکتب جمعه ، صص ۲۰۲ و ۲۰۱، ۵۹/۴/۶
۲- خطبه هاى نماز جمعه، رسالت ۶۷/۱/۱۲
۳- سخنرانى در دیدار با اقشار مختلف مردم و میهمانان داخلى و خارجى شرکت کننده در سمینار (( تبیین حکم تاریخى حضرت امام خمینى (ره) )) ، در سالروز میلاد امام عصر (عج) ، ۶۹/۱۲/۱۱
۴- در مکتب جمعه، ص ۲۵۰، ۶۰/۳/۲۹
۵- در سالروز میلاد خجسته امام زمان (عج)، ۷۹/۸/۲۲
۶- مصاحبه ها، ص ۲۲۳، ۱۳۶۰ش
۷- در مکتب جمعه ، ص ۲۵۰، ۶۰/۳/۲۹
۸- در سالروز عید سعید غدیر خم ، ۷۹/۱۲/۲۴
۹- در دیدار ایثارگران ، در سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامى ، ۷۶/۵/۲۹
۱۰- خطبه هاى نماز جمعه تهران، رسالت ۶۶/۱/۲۱
۱۱- در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلاى تهران ، ۸۱/۷/۳۰
۱۲- در مکتب جمعه، ص ۲۵۱،
نوشته شده توسط مسعود دریس در دوشنبه نوزدهم دی 1390 ساعت 16:0 موضوع | لینک ثابت
مصاحبه با قرآن درباره امام زمان عليه السلام

باز شب و روز جمعه اي ديگر از راه رسيد ودل ما ياد بهار انتظار کرده است وتمناي حضور تو بار ديگر در جانمان شعله مي کشد و عقلمان با پرسش هاي آخر الزماني سرخ مي گردد ولي پاسخ جز از ناب ترين سرچشمه ها نجوييم يعني قرآن.اينگ سوالات ما وپاسخ هاي کتاب الهي!
سؤال اول: دليل و آيه اي بر وجود امام زمان عليه السلام را بيان فرماييد.
1- در سوره قدر خداوند مي فرمايد: «تنزل الملائکه والروح فيها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار مي نمايد. يعني در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمين نزول مي فرمايند. در دوران رسول الله صلي الله عليه وآله به شخص پيامبر نازل مي شدند. و در هر عصري بايد کسي هم شأن پيامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصي که هم شأن پيامبر صلي الله عليه وآله است امام زمان عليه السلام است.2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله مي فرمايد: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي ». به دليل عقلي، دادن اجر رسالت پيامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پيامبر «موده في القربي» است پس بايد «في القربي»رسول الله صلي الله عليه وآله در هر عصري باشند تا مردم با مودت به ايشان اجر رسالت را بدهند. و «في القربي» الان امام زمان عليه السلام مي باشند.
سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان عليه السلام تاکنون امکان دارد؟
1- خداوند در مورد حضرت يونس عليه السلام مي فرمايد: «فلولا أنه کان من المسبحين للبث في بطنه الي يوم يبعثون ». اگر يونس از تسبيح کنندگان نبود در شکم ماهي تا قيامت مي ماند. وقتي خداوند مي تواند يونس را تا قيامت در شکم ماهي زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان عليه السلام نيز براي او امري ممکن است.2- اصحاب کهف سيصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا في کهفهم ثلاث مأته سنين و أزدادوا تسعا ».
سؤال سوم: وظيفه ما در قبال امام زمان عليه السلام چيست؟
خداوند مي فرمايد: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي ». براي مزد رسالت به «في القربي» (که امام زمان عليه السلام است) مودت کنيد. مودت نياز به معرفت دارد و مودت يعني محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان عليه السلام بايد هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسيم و هم از آن حضرت اطاعت کنيم.
سؤال چهارم: آيا امام زمان عليه السلام از ما خبر دارد؟
بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را مي بيند. خداوند مي فرمايد: «و قل إعملوا فسيري الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلي عالم الغيب و الشهاده فينبئکم بما کنتم تعملون ».
سؤال پنجم: چگونه مي توان يار امام زمان شد
با تقوي، چون بهترين و بالاترين معيار که به انسان ارزش مي دهد و انسان لياقت ياوري امام زمان عليه السلام را پيدا مي کند تقواست:«إن أکرمکم عندالله أتقيکم ». تقوا سبب بزرگي انسان شده و امکان مي دهد که انسان تکيه بر جاي بزرگان زند.
سؤال ششم:چند نمونه از نيازهاي ياران امام زمان عليه السلام را بيان کرده و چگونه بايد کسب کرد؟
الف- دانش و بينش: يار امام زمان عليه السلام بايد دانش و بينش الهي داشته باشد تا در تصميم گيري ها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخيص دهد. و اين را با تقوي بدست خواهد آورد، زيرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش دروني و باطني نگاه مي کند. خداوند مي فرمايد:«إتقوا الله و يعلمکم الله ».ب) بصيرت و بينش: بصيرتي که با چشم باطن ببيند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهي در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکري و اخلاقي و روحي نشود. و اين بصيرت نيز با تقوا بدست مي آيد. خداوند مي فرمايد:«إن تتقوا الله يجعل لکم فرقانا ». فرقان يعني نيرو و تواني که با آن حق را از باطل جدا کنيد. به برکت اين تقوا انسان، شيطان شناس نيز مي شود. دشمن را هم مي شناسد.
ج) بيداري: هوشياري و بيداري؛ تا هروقت شياطين براي گول زدن آمدند، بيدار شود، دام ابليس را بشناسد و از شيطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سريع در چاه مي افتد. و اين هم با تقوا ممکن است. «إن الذين التقوا إذا مسهم طائف من الشيطان تذکروا فإذاهم مبصرون ».
سؤال هفتم: چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوي برکات زياد مي شود، محصولات رونق مي يابد، مشکلات مردم حل مي شود و...؟
چون حکومت امام زمان عليه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوي هم ظاهر مي شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهاي برکت از زمين و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزي فراوان نيز بدنبال آن است «ولو أن أهل القري آمنوا و التقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء و الأرض » «و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب » «و من يتق الله يجعل له من أمره يسرا ».
سؤال هشتم: ويژگيهاي ياران امام زمان عليه السلام چيست؟
خداوند مي فرمايد: «إن الأرض يرثها عبادي الصالحون ». يعني زمين را بندگان صالح من به ارث مي برند. پس وارثان زمين که امام زمان عليه السلام و ياران ايشان هستند دو ويژگي دارند: 1-عبادالله اند 2- صالحين اند. حال به ويژگيهاي بندگان صالح خدا اشاره مي کنيم:1- متواضع اند: «عباد الرحمن الذين يمشون علي الأرض هونا »
2- داراي بينش صحيح هستند، زيرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است
3- اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »
4- اهل طاعت و سجده و قيامند، «و الذين يبيتون ربهم سجدا و قياما »
5- خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم مي شود نمي کنند، «والذين يقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم »
6- اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم يقتروا »
7- موحدند و غير خدا را نمي خوانند، «لا يدعون مع الله الها آخر »
8- به جان انسانها احترام مي گذارند، «ولايقتلون النفس التي حرم الله إلا بالحق »
9- پاکدامنند، «ولايزنون »

10- دنبال پاکسازي روان خويش اند، «و من تاب و عمل صالحا »
11- جبران کننده عقب ماندگيها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا »
12- حتي مرتکب مقدمات گناه هم نمي شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمي کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما »
13- کلامشان صحيح است، «و الذين لا يشهدون الزو »
14- اهل لغو نيستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما »
15- پرورش دهنده نسل سالم و مفيدند، «هب لنا من أزواجنا و ذرياتنا قره أعين »
16- امام ديگرانند، «و جعلنا للمتقين إماما »
17- به گزين اند. کلام را گوش مي دهند و از بهترين آن پيروي مي نمايند، «فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه »
18- ايمان دارند، «قل يا عباد الذين آمنوا إتقوا ربکم »
19- بنده خداي متعال هستند و امور خود را واگذار به خداي متعال مي نمايند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنيا نيستند، «ثم يقول للناس کونوا عبادا لي من دون الله »
20- شيطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوينهم أجمعين إلا عبادک منهم المخلصين »
21- ويژگيهاي صالحين را دارند يعني صددرصد اعمالشان صالح است، «والذين آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم في الصالحين »
22- امر ازدواج براي جوانان را تسهيل مي کنند، «و أنکحوا الأيامي منکم و الصالحين من عبادکم و إمائکم »
23- در کار خير از همديگر سبقت مي گيرند، «و يسارعون في الخيرات و أولئک من الصالحين »
سؤال نهم: ازدواج در حکومت مهدوي چگونه است؟
امام زمان عليه السلام و يارانش دو ويژگي دارند: 1-عباد خدا هستند 2- صالحين هستند «إن الأرض يرثها عبادي الصالحون ». يک نمونه از ازدواج صالحين را خداوند در قرآن ذکر مي کند که ازدواج دختر شعيب با حضرت موسي است، «قال إني أريد أن أنکحک أحدي إبنتي ها تين » (اول شعيب موسي را شناخت، سپس درخواست ازدواج را داد). از اين آيه مي توان فهميد که:
1- تا داماد را نشناختيد اجازه خواستگاري ندهيد. اول شناخت بعد اقدام
2- ويژگيهاي داماد در آيه دو چيز ذکر شده است: 1- قوي 2- امين. اين دو مهم است
3- اگر پيشنهاد از طرف خانواده دختر باشد اشکال ندارد
4- بعضي خانواده ها چند دختر دارند، اگر براي دختر دوم يا سوم خواستگاري آمد و دختر اولي ازدواج نکرده بود مانع نشويد
5- قبل از ازدواج، دختر و پسر همديگر را ببينند
6- مهريه بايد چند ويژگي داشته باشد. الف) سودآوري اقتصادي داشته باشد. لذا حضرت شعيب عليه السلام هشت سال چوپاني را مطرح نمود ب) مهريه معنوي باشد. حضرت شعيب فرمودند هشت حج ج) مهريه را کم مطرح کنند، تا داماد زياد کند. اين در زياد شدن محبت بين دختر و پسر مؤثر است د) مهريه نقد به عروس داده شود
7- پدر دختر سختگيري نکند
8- خانواده ها به هم اعتماد داشته باشند
سؤال دهم: ويژگيهاي امام زمان عليه السلام در قرآن چيست؟
پاسخ قرآن کريم:1- معصوم است، «إنما يريدالله ليذهب عنکم الرجس أهل البيت و يطهرکم تطهيرا»
2- اولي الامر است، «أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منکم»
3- اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم عليه من أجر إلا من شاء أن يتخذ الي ربه سبيلا» « قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي». از جمع دو آيه معلوم مي شود «سبيل رب» همان « موده في القربي» است.
سؤال يازدهم: الگوهايي را معرفي نمائيد.
پاسخ قرآن کريم:
تمام انبياء عبادالصالحين اند.
نوشته شده توسط مسعود دریس در دوشنبه نوزدهم دی 1390 ساعت 7:22 موضوع | لینک ثابت
در کلام امام خمینی(ره)
ما هم انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقّق پیدا کند و مقدمات ظهور فراهم شود.
رهبر همه شما و ما، وجود مبارک بقیة الله است و باید ماها و شما طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را ـ که رضایت خداست ـ به دست آوریم.
در روایات هم هست که هفته ای دومرتبه، اعمال بر ولی امر امام زمان(عج) عرضه می شود. توجه داشته باشید کارهایتان طوری نباشد که وقتی عرضه شد بر امام زمان(عج)، خدای نخواسته آزرده شود.
چه مبارک است میلاد بزرگ شخصیتی که برپا کننده عدالتی است که بعثت انبیا علیهم السلام برای آن بود و چه مبارک است زادروز ابرمردی که جهان را از شرّ ستمگران و دغلبازان تطهیر می نماید و زمین را پس از آنکه ظلم وجور آن را فرا گرفته، پر از عدل و داد می نماید و مستکبران جهان را سرکوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض می نماید و چه مسعود و مبارک است روزی که جهان از دغلبازی ها و فتنه انگیزی ها پاک شود و حکومت عدل الهی بر سراسر گیتی گسترش یابد و منافقان و حیله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت… حق تعالی بر بسیط زمین افراشته گردد و تنها قانون عدل اسلامی بر بشریت حاکم شود و کاخ های ستم و کنگره های بیداد فرو ریزد.
قضیه غیبت حضرت صاحب، قضیه مهمی است که به ما مسایلی را می فهماند؛ من جمله اینکه برای یک همچون کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود، در تمام بشر نبوده کسی الاّ مهدی موعود(عج) که خدای تبارک و تعالی او را ذخیره کرده است برای بشر.
ما منتظران مقدم مبارکش، مکلف هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تا قانون عدل الهی را در این کشور ولی عصر(عج) حاکم کنیم. مهدی منتظر(عج) در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر می دهد و بشریت را به توحید می خواند. همه فریادها را از کعبه و مکه سر می دهند و ما باید از آنها تبعیت کنیم و ندای توحید کلمه و کلمه توحید را از آن مکان مقدس سر دهیم.
ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد… نگذارد که این قدر ظلم زیاد بشود… ما تکلیف داریم. این طور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان(عج) هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه هایمان، تسبیح را در دست بگیریم و بگوییم: «عَجِّل عَلی فَرَجِه»؛ با کار شما باید تعجیل بشود. شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او.
همان طوری که رسول اکرم(ص) به حسب واقع، حاکم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی(عج) همان طور حاکم بر جمیع موجودات است. آن خاتم رسل است و این خاتم ولایت. آن خاتم ولایت کلی بالاصالة است و این خاتم ولایت کلی به تبعیّت است.
آن روزی که ان شاءاللّه تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یک روزه عالَم اصلاح شود، بلکه با کوشش ها و فداکاری ها، ستمکاران سرکوب و منزوی می شوند.
و ما باید در این طور روزها و در این طور ایّام الله، توجه کنیم که خودمان را مهیا کنیم از برای آمدن آن حضرت. من نمی توانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم. بزرگ تر از این است. نمی توانم بگویم که شخص اوّل است؛ برای اینکه دوّمی در کار نیست. ما ایشان را نمی توانیم با هیچ تعبیری تعبیر کنیم؛ الاّ همین «مهدی موعود». ما باید خودمان را مهیا کنیم از برای این که اگر موفق شدیم ان شاءالله به زیارت ایشان، طوری باشد که روسفید باشیم پیش ایشان.
زندگی حضرت صاحب(عج)، زندگی همه انبیای عالم، همه انبیا از اوّل، از آدم تا حالا همه شان این معنی بوده است که در مقابل جور، حکومت عدل را می خواستند درست کنند.
عید تولد حضرت مهدی(عج)، بزرگ ترین عید برای تمام بشر است.
در کلام حضرت آیة اللّه خامنه ای(مدظله العالی)
درباره برکات این میلاد معظم و حقایقی که در باب وجود اقدس ولی عصر، ارواحنا لتراب مقدمه الفداء، هست، من قادر نیستم سخن تازه ای بگویم. ما همین قدر می دانیم که وجود مقدس امام زمان، مصداق وعده الهی است. همین قدر می دانیم که این بازمانده خاندان وحی و رسالت، عَلَم سرافراز خدا در زمین است: «السلام علیک ایّها العلم المنصوب». او وعده الهی و مصداق لطف خدا بر انسانیّت و بشریت است. او مستوره و نمونه اولیا و اصفیا و انبیا و برجسته ترینِ بندگان خداست.
معنای صحیح انتظار دارای ابعادی است که توجه به این ابعاد برای کسی که می داند در فرهنگ اسلام و شیعه، چه قدر به انتظار اهمیت داده شده، بسیار جالب است. یک بعد این است که انتظار به معنای قانع نشدن به وضع موجود است. «انتظار داریم» یعنی هرچه خیر و عمل خوب انجام دادیم و به وجود آمده، کم و غیرکافی است و منتظریم تا ظرفیت نیکی عالم پر بشود. یک بعد دیگر از ابعاد انتظار دل گرمی مؤمنین نسبت به آینده است. انتظار مؤمن یعنی این که تفکر الهی ـ این اندیشه روشنی که وحی بر مردم عرضه کرده است ـ یک روز سراسر زندگی بشر را فرا خواهد گرفت. یک بعد انتظار این است که منتظر با شوق و امید حرکت بکند. انتظار یعنی امید. انتظار ابعاد گوناگون دیگری هم دارد.
ما ملتی منتظر هستیم؛ ملتی که به امید پیشرفت و موفقیت، اقدام و تلاش و انقلاب کرد و موفق شد. ما امروز برای انتظار باید باب به خصوصی در زندگی خود بازکنیم. حقیقتا ملت ما باید روح انتظار را به تمام معنی در خود زنده کند. «ما منتظریم» یعنی این امید را داریم که با تلاش و مجاهدت و پیگیری این دنیایی که بوسیله دشمنان خدا و شیاطین از ظلمات وجود و طغیان و ضعیف کشی و مکتب حاکمیت ستمگران و قلدران و زورگویان پرشده است، در سایه تلاش و فعالیت بی وقفه ما یک روز به جهانی تبدیل خواهد شد که در آن انسانیت و ارزش های انسانی محترم است و ستمگر، زورگو، ظالم، قلدر و متجاوز به حقوق انسان ها فرصت و جایی برای اقدام و انجام خواسته و هوی و هوس خود پیدا نخواهد کرد. این روشنایی در دیدگاه ما نسبت به آینده وجود دارد.
این راهی که اسلام و قرآن و خط غدیر ترسیم کرده یک راه روشن است. راهی است که با استدلال و فلسفه مستحکمی ترسیم شده و روندگان بسیار بزرگ و عظیم المنزلتی پیدا کرده است. امروز هم خوشبختانه این راه در دنیا مطرح است. دیگر ما در تنهایی و عزلت نیستیم. امروز ما در مرکز و محور توجه مردم جهان به خصوص کشورهای اسلامی هستیم. راه، راه خوش عاقبت و روشنی است. با تلاش مسئولان و با امید به پشتیبانی قشرهای مختلف مردم بایستی قدم به قدم این راه را طی کنیم و پیش برویم. این راه گرچه کوتاه مدت نیست، اما همان راهی است که بالاخره به نجات بشریت منتهی خواهد شد. همان راهی است که انشاءاللّه زمینه های ظهور مهدی موعود را فراهم خواهد کرد.
مسئله امام زمان(عج) یکی از زنده ترین مسائل اسلامی است که هم در دوران مبارزه با طاغوت به مبارزین امید می داد و هم امروز که روز حکومت مستضعفین زمین است، ما را تشویق می کند که حرکت خود را تسریع کنیم.
در گذشته سوءاستفاده های زیادی از قضیه انتظار شده است. برداشت منفی همان چیزی است که استکبار و استعمار در طول سالیان متمادی کوشش می کردند تا به مردم تزریق کنند. برداشت منفی این است که مردم بگویند که به ما چه که در مقابل ظلم و ستم و فساد و کفر و بدی و شرارت بایستیم. ما منتظر خواهیم ماند تا امام زمان(عج) خودش بیاید و مشکل را حل کند. این برداشت منفی است؛ یعنی سلب مسؤولیت نسبت به همه شرارت ها و بدی های موجود در جامعه… برداشت مثبت و صحیح این است که اگر امام زمان(عج) خواهد آمد و دنیای پر از عدل و داد درست خواهد کرد، پس ما باید به سهم خود در زمینه سازی این دنیا کوشش کنیم.
ملت مسلمان ایران برای حاکمیت اسلام و نزدیک شدن ملت های مسلمان به عهد ظهور مهدی موعود(عج) اولین گام را برداشته و این حقیقت روشن که جمهوری اسلامی ایران به توفیقات بزرگی در زمینه های مختلف دست یافته، همیشه برای دشمنان اسلام دردآور بوده است و ما این موفقیت ها را از جمله معجزات اسلام می دانیم.
اعتقاد به امام زمان(عج) و اینکه آن حضرت با ظهور خود دنیا را پر از عدل و داد می کند، یک وسیله حرکت و یک عامل نشاط برای ما و تمام کسانی است که به این مسئله اعتقاد دارند.
نوشته شده توسط مسعود دریس در چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 ساعت 12:38 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط مسعود دریس در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 ساعت 14:7 موضوع | لینک ثابت
آیتالله جوادیآملی در آستانه فرارسیدن میلاد حضرت بقیةالله الاعظم به چهار پرسش مهدوی پاسخ گفتند.
به گزارش مرکز خبر حوزه متن سئوالات و پاسخ معظمله به شرح ذیل است:
1. چگونه ميتوان امام زمان(عج) را شناخت؟
شناخت بر دو قسم است: «شناخت تاريخي» و «شناخت واقعي» كه از قسم نخست مهمتر است. مسئله مهم اين است كه ما آن حضرت را به حقيقت بشناسيم و ايشان نيز ما را ببيند؛ نه اينكه ما حضرت را ببينيم.
در زمان پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم (كه مقامش از همه امامان بالاتر است) عده زيادي آن وجود مبارك را ميديدند، اما خداي سبحان درباره آنها فرمود: ﴿و تراهم ينظُرُون اِليك و هُم لايُبصرون﴾[5]؛ آنها را ميبيني كه به تو مينگرند؛ ولي تو را نميبينند. اهل نظر هستند، اما اهل بصيرت نيستند. هنر اين است كه به گونهاي باشيم كه وجود مبارك امام زمان(عليهالسلام) ما را ببينند.
در قرآن كريم آمده است: خدا كه بر همه چيز بصير است، در روز قيامت به عدهاي نگاه نميكند: ﴿ولايُكلّمهم اللّه و لاينظرُ اِليهم يومَ القيامةِ و لايزكّيهم﴾[6] و نگاه تشريفي خود را نسبت به عدهاي اعمال نميكند.
اگر ما در مسير صحيح حركت كنيم، آن حضرت ما را ميبيند.
2. دليل قرآني وجود حضرت حُجّت (عج) چيست؟
مرحوم كليني (رضوان اللّه عليه) در كتاب شريف كافي[4] طي بابي از ائمه(عليهمالسلام) نقل كرده است كه به سوره قدر احتجاج كنيد، زيرا در سوره قدر آمده است، هر سال ليلة القدري دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهي روح (جبرئيل سلام اللّه عليه)، همه احكام و امور را به زمين نازل ميكنند.
وقتي فرشتگان احكام و امور را به زمين ميآورند، بايد آن را به كسي بسپارند، چون افراد عادي نميتوانند ميزبان فرشتگان باشند و احكام صادره را تحويل بگيرند، پس تنها كسي كه در روي زمين مهماندار فرشتگان و تحويل گيرنده اين امور و مقدّرات است، وجود مبارك ولي عصر(عليهالسلام) است، بنابراين با توجه به رواياتي كه مرحوم كليني نقل كرد، از نظر قرآن، در شب قدر كه همه فرشتگان به همراهي جبرئيل(سلام اللّه عليه) يا روح، مقدّرات امور را نازل ميكنند، بايد آن را به كسي بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گيرنده اين امور وجود مبارك ولي عصر(ارواحنا فداه) است.
3. حيات حضرت ولي عصر(عليهالسلام) از نظر علمي چگونه توجيه ميشود؟
حيات طولاني امام زمان(عليهالسلام) بر خلاف عادت است، نه بر خلاف علّيّت؛ يعني به طور عادي كسي نميتواند، هزار يا ده هزار سال زندگي كند؛ اما به صورت غير عادي (خرق عادت) اين كار ممكن است.
دوم. اگر بدانيم انسان چيست و چه كسي بدن او را اداره ميكند، اصلاً اين پرسش براي ما مطرح نميشود؛ براي مثال براي عرفا و حكماي بزرگ، اصلاً چنين پرسشهايي مطرح نميشود.
بنده زماني به دندانپزشك محترمي مراجعه كردم. او ميگفت دندانهاي بعضي صد سال سالم ميماند و نميپوسد؛ ولي اگر فولاد صد سال شب و روز كار كند، فرسوده ميشود. چون اگر فولاد و آهن فرسوده شود، ديگر چيزي جايگزين آن نميشود؛ امّا دندان انسان هر روز عوض ميشود و هر روز سلولهاي جديدي جاي سلولهاي مرده و قديمي را ميگيرد.
با اين توضيح، همه ذرات بدن در حركت و تعويض است و روح آدمي همه حركات اين ذرات را تحت كنترل دارد. حال اگر روح انسان كاملي، بر خلاف عادت (نظم عادي)، بهترين سلولها را جايگزين كند و دقيق ترين كنترلها را روي قسمتهاي مختلف بدن داشته باشد، يك انسان كامل ميتواند، ميليونها سال زنده بماند (اين مطلبي است كه در علم پزشكي امروز به اثبات رسيده است).
مُلاي رومي طي مثالي ميگويد: اگر شما روز يا شبي در كنار نهر رواني كه آب آن به آرامي در حركت است، بنشينيد و تصوير خورشيد يا ماه را در آن ببينيد، متوجه ميشويد كه صدها عكس ميآيد و ميرود و شما همچنان خيال ميكنيد كه ساعتها با عكس نخست روبهرو بودهايد، در حالي كه آينهها و عكسهاي متعدد، هر لحظه ميآمدند و ميرفتند.
آب مبدَل شد در اين جو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار[1]
اين بزرگوار در جاي ديگر ميگويد:
اي برادر تو همان انديشهاي ما بقي تو استخوان و ريشهاي[2]
بنابراين، اگر كسي روح و سلطه آن بر بدن خود را بشناسد، و سَيَلان، حركات و تعويض ذرات بدن را تحت كنترل روح بداند و نيز كمي با حكمت و عرفان آشنا شود، اين اشكال كه چگونه يك انسان ميتواند يك يا دو ميليون سال يا بيشتر بماند، براي او مطرح نميشود. اگر پيوند روح با خالق جهان هستي به اندازهاي بود كه قدرت خاصي ما فوق قدرت افراد عادي يافت، ميتواند همان طور كه بدن خود را ميگرداند، خارج از بدن خود را هم اداره كند، زيرا خارج از روح او هم حكم بدن او را دارد.
وجود مبارك اميرمؤمنان(سلام اللّه عليه) در خطبه قاصعه نهجالبلاغه ميفرمايد: من در حضور پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله و سلم بودم كه مشركان حجاز به پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله و سلم گفتند، اگر تو پيامبري معجزهاي (حسّي) بياور تا تو را بپذيريم. آنگاه گفتند: دستور بده نيمي از درختي كه روبروي تو است، از نيمه ديگر جدا شود و به حضور تو بيايد. حضرت فرمود: اگر اين كار را انجام بدهم، ايمان ميآوريد؟ گفتند: بلي. حضرت علي(عليهالسلام) در ادامه ميفرمايد: من ديدم كه اين درخت دو نيم شد و نيمي از آن در جاي خود ايستاد و نيم ديگر حركت كرد و جلو آمد، به طوري كه شاخههاي آن روي دوش ما قرار گرفت.
مشركان گفتند: دستور بده نيمه ديگر آن هم از جاي خود حركت كند و نزد تو بيايد. پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله و سلم اين كار را هم انجام دادند. بعد گفتند: دستور بده دو نيمه درخت به هم متصل شود و در جاي اول قرار گيرد؛ با اين همه، مشركين باز هم ايمان نياوردند.[3]
همه كرامات محال عادي هستند؛ نه محال عقلي كه محال عقلي (مانند 2*2=5) كرامت يا اعجازبردار نيست؛ به هر حال، حيات حضرت وليعصر(عج) محال عادي است؛ نه محال عقلي.
4. مسئله وجود مقدس امام زمان(عج) از نظر فلسفي چگونه توجيه ميشود؟ آيا دليل فلسفي بر اثبات وجود آن حضرت وجود دارد؟
درباره وجود مبارك حضرت حجّت(عج) «برهان عقلي بر امكان» اقامه ميشود؛ يعني بر اساس حكم عقل، ممكن است انسان كاملي عمر طولاني داشته باشد.ما به ديدن عمرهاي كوتاه عادت كرديم. اما اگر شخصي، از همه علل و عوامل طبيعي آگاه باشد و آنچه براي او سودمند است، فراهم كند و از آنچه براي او زيانبار است بپرهيزد، ميتواند عمر طولاني داشته باشد. اين مسئله خارق عادت است؛ نه خارق عقل. معجزه هم چيزي خارق عادت است، نه خارق عقل. علم نيز به چنين چيزي راه نيافته است، زيرا علم به امور عادي راه دارد؛ نه امور غير عادي. كرامت نيز در امور خلاف عادت جاري است.
[1] ـ مثنوي معنوي، دفتر ششم، بيت 3178.
[2] ـ همان، دفتر دوم، بيت 277.
[3] ـ ر.ك: نهج البلاغه، خطبه 192 (قاصعه).
[4] ـ الكافي، ج 1، ص 242 (باب في شأن «اِنّا اَنزلناه في ليلة القدر» و تفسيرها).
[5] ـ سوره اعراف، آيه 198.
[6] ـ سوره آلعمران، آيه 77.
نوشته شده توسط مسعود دریس در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 ساعت 13:56 موضوع | لینک ثابت
به گزارش مرکز خبر حوزه، متن کامل سخنان معظمله که در جمع تعدادی از جوانان و دانشجویان در مشهد مقدس ایراد شده به شرح ذیل است:
در آستانه حلول ماه شعبان المعظم هستیم، در این ماه شبی هست و در آن شب مولودی هست. عظمت آن شب و عظمت مولود آن شب فوق بیان و ادراک ماست. شیخ الطائفه در هزار سال قبل تقریبا، در کتاب مصباح المتهجد این دعا را ذکر می کند: مطلع دعا این است: اللهم بحق لیلتنا هذه ومولودها. چه شبی است که در این دعا خدا را به آن شب قسم باید داد و عظمت آن شب در چه حد است که امام دستور داده بگوئیم: بحق لیلتنا هذه ؟
خورشید منظومه ملکوت
اما آن کس که آن شب متولد شده ، آنجا دیگر کمیت عقل لنگ است. در مُلک منظومه ای است، خدا در منظومه مُلک، خورشید را آفریده، در ملکوت هم منظومه ای است و خورشیدِ منظومه ملکوت، ولی عصر است ، صاحب الزمان است. اگر چشمی قدرت دارد جرم خورشید را ببیند عقلی هم در عالم قدرت دارد مقام آن خورشید را که اسمش صاحب الزمان است و مهدی موعود است، درک کند.
پیامبر را نشناختهایم
ما عمری گذشت، هنوز نفهمیدیم رعیت چه امامی هستیم؟! وقتی امام زمان شناخته می شود که خاتم انبیاء، شخص اول عالم شناخته بشود. چرا؟ حدیث، صحیح است ، معنای حدیث صحیح این است که تمام فقهاء عظام مذهب- بلا استثناء- بر طبق سند این حدیث در اعظم و ادق مسائل احکام خدا فتوا می دهند. فقهاء مذهب، مبانی شان در حجیت خبر مختلف است. عده ای کثیر خبر ثقه را حجت می دانند، عده ای مثل فقیه نحریر، صاحب مدارک، به خبر ثقه هم فتوا نمی دهد، به خبر صحیح فتوا می دهد.
این مطلب در خبر صحیح است وآن خبر این است : رسول خدا فرمود: «المهدی من وُلدی اسمه اسمی وکنیته کنیتی أشبه الناس بی خَلقا وخُلقا ». عقل این جا دیگر کمیتش لنگ است؛ اولا پیغمبر خاتم کیست؟ او کسی است که در قرآن یک سوره هست ، اسم آن سوره، «سوره بلد» است. بعد به قرآن رجوع کنید، اسم سوره ها مختلف است : سوره یس، سوره صافات ، سوره مُلک؛ آن عمود سوره نقطه اسم سوره می شود. این سوره اسمش «سوره بلد» است . بلد یعنی چه؟ شهر. مشهد شهر است. تهران شهر است. مدینه شهر است. مکه شهر است. خدا، ذات قدوسی که میلیاردها کهکشان به اراده او می گردد و می چرخد و تمام عالم امکان به امر «کُن» از او «فیکون» است، همچو خدایی به آن شهری که پیغمبر خاتم در آن شهر است، قسم یاد می کند: « لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ، وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ »، چون تو دراین شهری من به این شهر قسم یاد می کنم .عظمت خاتم این است، کیست او؟ آن کسی است که یک سوره در قرآن است به اسم « سوره اسراء» مبدأ سوره این است: «سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آَیَاتِنَا». مثل شیخ انصاری دیگر اینجا مبهوت می شود. خدا خودش را تسبیح می کند : سبحان الذی که او را آن شب به معراج برده. عظمت پیغمبر خاتم این است. « سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آَیَاتِنَا ». آن شب او را بردیم که آیات مان را به او نشان بدهیم. حالا آن آیات چیست؟!
ستارههای شب معراج
باز یک سوره در قرآن است به اسم سوره نجم: « وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ، مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَى ، وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى». قسم به نجم و ستاره یاد می کند بر شرح حال این پیغمبر. آن وقت مدح این است، مداح کیست ؟ مداح خدا ، مدح «سوره والنجم»، مدح هم این است : « وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى ، عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى ، ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ، وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ، ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ، فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى... تا می رسد به آنجا: « لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى» . این آیات چیست؟ آن وقت آن شب چه دید؟ شبی که به معراج رفت آن معراجی که خدا خودش را به آن معراج تسبیح می کند، پرده از مقابل چشمش برداشته شد، نگاه کرد دوازده ستاره دید. ستاره اول امیرالمومنین، بعد دید یک ستاره باز بین این ستاره ها مثل ستاره صبح می درخشد، پرسید پروردگارا! این کیست؟ خدا معرفی کرد: این مهدی آل محمد است. امام زمان این است. بعد حدیث صحیح این است: « المهدی من ولدی ...». آن خاتم که مداحش خداست باز شده مداح امام زمان ، مقام ولی عصر این است . «المهدی من ولدی إسمه إسمی کنیته کنیتی ...». در عالم اسم پیغمبر خاتم و کنیه او برای احدی جائز نیست، فقط یک نفر است که هم اسم خاتم اسم اوست و هم کنیه خاتم کنیه اوست.
*اسامی پیامبر (ص)مختص مهدی(عج) است
دو اسم پیغمبر دارد: اسم آسمانی احمد است؛ اسم زمینی محمد است .هر دو اسم را خود پیغمبر خاتم به امام زمان هدیه کرد: هم اسمش را ، هم کنیه اش را. اسم، اسم خاتم؛ کنیه هم ابوالقاسم . این اسم و این کنیه برای هیچ امامی نیست الا ولی عصر.
این است که امام زمان را بشناسید. آنجایی که عقل مبهوت است این است : اشبه الناس ، شبیه ترین تمام مردم عالم هم در خَلق، هم درخُلق به من، آنچه پیغمبر دارد همه در وجود او منعکس است.
آنچه پیغمبر خاتم دارد چیست؟ علمی است که خدا در قرآن می فرماید: « وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَکَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا». علم او به حدی است که آیة الکرسی را بخوان : «العلی العظیم»، آن وقت آن «علی عظیم» به علم پیغمبر خاتم که می رسد تعبیرش این است :« وَکَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا»، علمش به عظمتی است که خدای علی عظیم آن علم را عظیم شمرده است . می رسد به خُلقش، می فرماید :« إِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ» هم آن علم، هم آن خُلق، هر دو به مهدی آل محمد داده شده. امام زمان این است .
*درخواست موسی از خدا که اجابت نشد!
بعد از این همیشه نگران باشید این کلمات را به او با این نظر گفتگو کنید. هر چه معرفت بالاتر ارزش بیشتر. چه مقامی است؟! چه منصبی است ؟! قرآن بخوان . موسی بن عمران کیست؟ موسی بن عمران کسی است که خدا در قرآن می فرماید: « وَکَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَکْلِیمًا»، «وَنَادَیْنَاهُ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِیًّا »
موسی بن عمران کسی بود که خدا نُه آیه به او داد، یک آیه اش عصایی بود که انداخت ، سحر تمام سحره را بلعید. یک آیه اش این بود : دستش را از آستین در می آورد دنیا را به آن دست منور می کرد، آن وقت همچو موسی بن عمرانی در سِفر اول تمکین و فضلی که خدا به امام زمان داده مطالعه کرد. وقتی به مقام او پی برد، گفت: بارالها!... ـ این دعای موسی بن عمران است ـ ، گفت: بارالها! مرا به آن مقام برسان . مقام همچو مقامی است . چنین موسایی آرزو می کند. بعد جواب می آید: ای موسی! این مقام برای احدی میسر نیست. باز دوباره نظر کرد، آن مناقب و آن فضائل و آن مکارم و آن کمالات را نسبت به آن حضرت دید، دوبار، باز دعا کرد: خدایا! مرا او قرار بده ! جواب آمد: این میسر نیست. مرتبه سوم...، اینجا است که عقل همه علما، حکما، فقها مبهوت است. مرتبه سوم باز دعا کرد: خدایا مرا آن آخرین جانشین خاتم قرار بده. جواب آمد: میسر نیست. این است مقام امام زمان.
رابطه با او چیست؟ راه ارتباط این است . این شیشه را می بینید؟ تاریخ این شیشه را ببین. هرچه هست اینجاست. این لامپ شیشه بود، آن شیشه در دل سنگ بود، آمیخته به سنگ. آن سنگ رفت در کوره ، ذوب شد، شیشه جدا شد، آن شیشه ها، ذرات، جمع شد. بعد شیشه گر آن ذرات را خمیر کرد، آخر در آن دمید، شد لامپ ، بعد به این دستگاه متصل شد رابطه با برق پیدا کرد الان دیگر شیشه نیست، سرتا پا نور است. دل من وتو این است؛ روح ما هم این است. این روح آلوده به سنگِ هوی وهوس است، باید به مجاهده جدا بشود از آن هوی وهوس ، آن روح می شود شیشه صاف ؛ بعد در کوره تقوا آن شیشه می شود لامپ ، وقتی شد لامپ ، مرکز برق امام زمان است ، متصل می شود همان دل از این جوان به آن مرکز، یکسره می شود نور. راه این است .
*مجسمه پیامبر میآید
امام زمان وقتی می آید مجسمه پیغمبر خاتم است. پیغمبر خاتم که بود؟ «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ». وجود امام زمان ، رحمة للعالمین است؛ بعضی از نادانها تصور می کنند می آید قلع و قمع می کند، بعد فکر می کنند وقتی ما را می کشد پس چرا در انتظارش باشیم؟! اینقدر شعور نیست که درک کنند...؛ باغ را دیده ای؟ باغبان می آید در باغ خارها را از زمین می کِشد. باید بکشد یا نه؟! باغ برای پرورش گُل است، نه برای خار. همانطوری که باغبان از باغ خارها را درو می کند، امام زمان هم خارهای باغ انسانیت را درو می کند. اگر گُل بشوی پرورش ات می دهد.
جراح چه می کند؟ وقتی غده پیدا شود، اول آن غده را معالجه می کند تا جایی که میسر است مرهم می گذارد، دوا می دهد، اگر دوا اثر نکرد، مرهم نتیجه نداد، آن وقت چه باید بکند؟ یا باید این آدم بمیرد یا باید این غده درآید، آنجاست که جراحی می کند غده را در می آورد. به آن جراح می شود گفت: چرا غده را در آوردی؟! چرا تیغ کشیدی بر سر این بیچاره؟! امام زمان غده های انسانیت را در می آورد. این است که شمشیرش رحمت است، بخشش اش هم رحمت است؛ تمام وجود رحمت است.
خدایا! به خون سیدالشهداء، به آن لب زهر خورده علی بن موسی، همه ما را مورد نظر خاص او قرار بده! اگر یک نگاه کند با آن نگاه چه می کند؟! یک نظر او اثرش این است:
*کرامتی شگفتانگیز
شیخ صدوق -اعلی الله مقامه- رأس المحدثین ، او در کمال الدین نقل می کند از محمد بن حسن صیرفی، این مرد ساکن سرزمین بلخ بوده، مردم بلخ وجوهات مالشان را به این مرد می دهند که بیاورد در بغداد به نائب امام زمان ، ابوالقاسم حسین بن روح، تحویل بدهد. خوب اینها را فکر کنید. بلخ کجا، بغداد کجا! آن هم آن زمان که از تهران تا مشهد دو ماه باید با مرکب راه بروند تا به اینجا برسند. از بلخ تا بغداد!
آن اموال را شمش طلا ونقره کرد. آماده سفر شد. مدتها راه را طی کرد ، رسید به سرخس، وقتی به سرخس رسید خیمه اش را در یک زمین ریگزاری نصب کرد، شمش ها را شمرد. یکی از این شمشس ها در میان آن ریگ ها گم شد. این مرد امین از مال خودش رفت نقره خرید. رسید به همدان. باز از سرخس آن روز تا همدان، آنجا نقره ها را شمش کرد، این شمش را درمیان آن شمش های نقره ضمیمه کرد، بعد از همدان بار سفر بست، رسید به بغداد. سراغ گرفت که ابوالقاسم حسین بن روح کجاست؟ وقتی خانه او را پیدا کرد، کیسه طلا و نقره و شمش ها را مقابل او گذاشت. این کسی است که نَفَس امام زمان به او رسیده، شمش ها همه مقابل او جمع شد، محمد بن حسن نگران است، دید حسین بن روح این شمش ها را زیر و رو کرد، یکی از اینها را درآورد، گفت: این شمش از ما نیست، شمشی که مربوط به ماست در سرخس در میانه ریگ ها گم شده، تو هم برای اینکه خیانت در امانت نکنی به همدان که رسیدی از مال خودت این سبیکه را درست کردی، در میانه این اموال گذاشتی، این برمی گردد به خودت ، تو هم وقتی برگشتی به سرخس در همان جا خیمه می زنی بعد می گردی آن شمش گمشده را پیدا می کنی، بعد که پیدا کردی سفر دیگر که آمدی به بغداد دیگر مرا نمی بینی، به نائب بعد از من تحویل بده.
این کسی است که دَم او، نَفَس او به این شخص خورده، به این مقام رسیده، گذشته را می بیند، آینده را می بیند، در بغداد است، بلخ و سرخس زیر نظر اوست ، همدان در قبضه قدرت اوست . اگر نوکر امام زمان این است، نائب ولی عصر این است، آیا خود صاحب امر در چه مقامی است ؟! این است که موسی بن عمران، کلیم الله حسرت مقام او را می خورد.
خوشا به حال شما اگر قدر بدانید.
*همه با هم دعا کنیم
امسال نیمه شعبان، شب نیمه، ساعت ۱۱ ،همه باید دعای فرج را بخوانید. دوره سال هم این برنامه راترک نکنید. هر روز به قدری که وقتتان اجازه می دهد قرآن بخوانید، به خود ولی عصر هدیه کنید. اگر این کار را عمل کنید، تو، دوره سال هر روز بالاترین گوهر را که کلام الله است قرائت کنی، به او هدیه کنی ، شب بیست و سوم رمضان که شب قدر است دفتر عملت به امضای او می رسد، آیا با تو چه معامله خواهد کرد؟
افسوس که عمر گذشت و ما از این زندگی بهره ای که باید نبردیم. شما جوان اید! از دوران جوانی کار کنید، قرآن را هر روز ترک نکنید، به امام زمان هدیه کنید، اگر یک گِلی را کنار دسته گُل بگذاری، روز اول اثری نمی بینی اما اگر یکماه این گِل کنار آن گُل بود بعد که برداشتی می بینی بوی گُل می دهد. دل من و تو هم این جور است، یک روز قرآن بخوانی مثل گِلی است که یک روز کنار گُل است، اما اگر یکسال هرروز قرآن بخوانی، آن هم قرآن را به او هدیه کنی، به این هدیه برمی گردد به او، دیگر کار، کارتو نیست؛ می شود از من و تو هدیه ای به سلیمان زمان. آن وقت او به کرمش با ما چه معامله خواهد کرد؟! این است مقام ، منصب، این است راه ارتباط با ولی عصر.
شما تصور می کنید که او از نظرها پنهان است ولی خبر ندارید که چشم ها از دیدن او محروم است اما اشعه انوار او برهمه این دلها می تابد. خودش فرمود: ما شما را فراموش نمی کنیم، ما مراعات شما را از دست نمی دهیم. همه شما تحت نظر او اید، سعی کنید از این نظر بیگانه نشوید. نماز را اول وقت بخوانید، رابطه را با خدا حفظ کنید، قرآن را هر روز بخوانید، به او هدیه کنید. با این دو عمل ، هم به مبدأ عالم مرتبط اید، هم به حجت او، سعادت دنیا وآخرت نصیب همه شماست.
اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه، فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فیها طویلا.
اللهم أصلح کل فاسد من أمور المسلمین، اللهم صل وسلم علی ولیک وحجتک صاحب العصر والزمان عدد ما فی علمک، بحق محمد وآله الطاهرین، والحمد لله رب العالمین.
نوشته شده توسط مسعود دریس در یکشنبه نوزدهم تیر 1390 ساعت 18:20 موضوع | لینک ثابت
تاکيد رهبر معظم انقلاب در جمع اساتيد و فارغ التحصيلان تخصصي مهدويت:
- رهبر معظم انقلاب
اسلامي، تأکيد کردند: يکي از موارد مهم و ضروري در مقوله مهدويت، افزايش
کارهاي عالمانه، دقيق و متقن به دست اهل فن و متخصصان واقعي اين موضوع و
پرهيز از کارهاي عاميانه، جاهلانه، غيرمعتبر و براساس تخيلات و توهمات است.
به گزارش موج، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر
معظم انقلاب اسلامي امروز در ديدار جمعي از اساتيد، کارشناسان، مؤلفان و
فارغ التحصيلان تخصصي مهدويت، با اشاره به اهميت بسيار بالاي موضوع مهدويت
به عنوان هدف حرکت و مجاهدت انبياء در طول تاريخ، انتظار را بخش جدايي
ناپذير موضوع مهدويت دانستند و تأکيد کردند: يکي از موارد مهم و ضروري در
مقوله مهدويت، افزايش کارهاي عالمانه، دقيق و متقن به دست اهل فن و متخصصان
واقعي اين موضوع و پرهيز از کارهاي عاميانه، جاهلانه، غيرمعتبر و براساس
تخيلات و توهمات است.
ايشان در سخنان خود، ابتدا به تبيين اهميت موضوع
مهدويت پرداختند و با تأکيد بر اين که مهدويت در شمار چند مسئله اصلي معارف
عاليه ديني است، افزودند: هدف حرکت انبياء و بعثتها، پايه ريزي جهاني با
چارچوب توحيدي و براساس عدالت و بهره گيري از همه ظرفيتهاي موجود در انسان
است و دوران ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز دوران حاکميت
حقيقي توحيد، معنويت، دين و عدل بر شئون مختلف زندگي فردي و اجتماعي
انسانها است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي تأکيد کردند: اگر مهدويت نباشد، همه تلاشها و مجاهدت انبياء بي فايده و بي اثر خواهد بود.
حضرت
آيت الله خامنه اي به موضوع مهدويت در اديان الهي نيز اشاره کردند و
افزودند: در همه اديان الهي، تقريبا کلياتي از حقيقت مهدويت بيان شده، اما
در اسلام، اين موضوع از مسلمّات است و در ميان مذاهب اسلامي نيز شيعه،
موضوع مهدويت را با مصداق روشن و جزئيات خانوادگي و شخصيتي فرد مورد انتظار
که از روايات معتبر و مستند شيعه و غيرشيعه، به دست آمده، مطرح ميکند.
رهبر
معظم انقلاب اسلامي بعد از تبيين اهميت موضوع مهدويت و جايگاه آن در اديان
الهي و مذاهب اسلامي، به موضوع انتظار به عنوان جزء جدايي ناپذير مهدويت
اشاره و خاطرنشان کردند: انتظار به معناي مترصد يک فرد زنده و حقيقت قطعي
بودن، است و اين معنا از انتظار، لوازمي دارد که از جمله آنها، آماده شدن
روحي و دروني و همچنين اجتماعي انسان براي دوران متوقع و با شرايط ويژه آن
است.
حضرت آيت الله خامنه اي در همين خصوص افزودند: فرد منتظِر بايد
همواره خصوصيات و ويژگيهاي لازم دوران مورد انتظار را در خود حفظ و تقويت
کند و اين انتطار، به گونهاي است که از يک طرف، هيچگاه نبايد آن را طولاني
مدت تصور کرد و از طرف ديگر هيچگاه نبايد آن را بسيار نزديک دانست.
ايشان
با اشاره به ويژگيهاي دوران ظهور حضرت صاحب الزمان (عج)، تأکيد کردند:
دوران آن حضرت، دوران حاکميت توحيد، عدل، حق، اخلاص، و عبوديت خدا است.
بنابراين افراد منتظِر نيز بايد همواره خود را به اين ويژگيها نزديک کنند و
به وضع موجود راضي نباشند.
سومين نکتهاي که رهبر معظم انقلاب اسلامي در موضوع مهدويت به آن اشاره کردند، ضرورت انجام کارهاي عالمانه، دقيق و مستند بود.
حضرت
آيت الله خامنه اي خاطرنشان کردند: يکي از خطرهاي بزرگ در موضوع مهدويت،
کارهاي عاميانه، جاهلانه، غيرمستند و متکي بر تخيلات و توهمات است که زمينه
ساز مدعيان دروغين و دوري مردم از حقيقت واقعي انتظار خواهد شد.
ايشان
با اشاره به مدعيان دروغيني که در طول تاريخ برخي علائم ظهور را بر خود يا
ديگران تطبيق ميدادند، افزودند: همه اين موارد غلط و انحرافي است، زيرا
برخي مطالب درباره علائم ظهور، غيرقابل استناد و ضعيف است و مطالب معتبر را
هم نمي توان براحتي تطبيق داد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي تأکيد کردند:
اينگونه مطالب غلط و انحرافي باعث ميشوند حقيقت اصلي مهدويت و انتظار
مهجور بماند، بنابراين، بايد به شدت از کارها و شايعات عوامانه پرهيز کرد.
حضرت
آيت الله خامنه اي خاطرنشان کردند: البته کار عالمانه و مستند درباره
موضوع مهدويت و انتظار نيز بر عهده اهل فن و متخصصاني است که علم حديث و
رجال را به خوبي ميدانند و با مسائل و تفکرات فلسفي آشنايي کامل دارند.
آخرين محوري که رهبر انقلاب اسلامي درخصوص مقوله مهدويت به آن اشاره کردند، موضوع توسل به امام زمان (عج) و انس با آن حضرت بود.
ايشان
خاطرنشان کردند: آشنايي صحيح و علمي با مقوله مهدويت، زمينه ساز انس بيشتر
با حضرت حجت (عج) و حرکت شتابان تر به سمت اهداف عاليه خواهد بود.
رهبر
معظم انقلاب اسلامي تأکيد کردند: در موضوع انس با آن حضرت و توسل به ايشان
نيز آنچه صحيح و مورد نظر است، توجه و توسل از دور است که حضرت مهدي (عج)
انشاءالله آن را ميپذيرند، اما برخي ادعاها و مطالب عاميانه درخصوص انس با
حضرت، از طريق ديدار حضوري، غالبا دروغ و يا تخيلات ذهني است.
حضرت آيت
الله خامنه اي در بخش ديگري از سخنان خود ضمن تشکر از دست اندرکاران، به
خدمات فراوان حجت الاسلام و المسلمين قرائتي در بخشهاي مختلف بويژه
موضوعات نماز، زکات، تفسير، مهدويت و مبارزه با بي سوادي اشاره کردند و
افزودند: آقاي قرائتي نمونه بسيار خوب و الگوي شايستهاي است، زيرا خدمات
ايشان همواره در عرصههايي بوده که خلاء و نياز فراواني در آنجا احساس شده
است و اين چنين همت و تلاشي، ارزش مضاعف دارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي
با اشاره به اين که نيت خالصانه و براي خدا، تأثير شگرفي در پيشرفت کارها
دارد، بر لزوم استمرار و پيگيري کارهاي انجام شده در عرصههاي مختلف تأکيد
کردند.
در ابتداي اين ديدار، حجت الاسلام والمسلمين قرائتي، گزارشي از
فعاليتهاي انجام گرفته در نهضت سواد آموزي، ستاد اقامه نماز، ستاد زکات و
تفسير قرآن کريم ارائه کرد و درخصوص موضوع مهدويت گفت: تاکنون سيصد نفر به
صورت تخصصي در موضوع مهدويت تحصيل کرده اند و آموزش هاي مجازي، کوتاه مدت و
تربيت مربي مهدويت نيز ايجاد شده است.
وي انتشار چند فصلنامه و راه اندازي چندين سايت و مجله الکترونيکي در موضوع مهدويت را از ديگر اقدامات انجام گرفته برشمرد.
در اين ديدار، جمعي از فعالان و مسئولان ستادهاي اقامه نماز، زکات، نهضت سواد آموزي، ترويج فرهنگ قرآني و تفسير حضور داشتند.
نوشته شده توسط مسعود دریس در شنبه هجدهم تیر 1390 ساعت 17:35 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط مسعود دریس در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390 ساعت 23:52 موضوع | لینک ثابت
امام زمان(عج)ما را دوست دارد و عاشق ماست. هر چند معلوم نيست بتوانيم ادعا بکنيم او را دوست داريم. او بيش از هزار و صد سال، روزها و شب هاي سياهي را پشت سر گذاشته تا به صبح اميدي برسد که بعد از اين همه سختي و دشواري، ما را نجات دهد.
آن چنان گرم نوشتن بودم که هيچ چيز و هيچ کس را نمي ديدم. با نگاه عميقي که به گوشه دفترم داشتم، در جست و جوي يک گم شده بودم. پسر کوچولوي من که صورت معصوم و دوست داشتني دارد، با تکرار کلمه بابا سعي داشت توجه مرا به خودش جلب کند، ولي من که توي حال خودم بودم، به او توجهي نمي کردم و با بي توجهي هاي خودم، کلافه اش کرده بودم.
در همين حال و هوا بودم که ناگهان با دستي که به پاي من خورد و صداي گريه اي که بلند شد، به خودم آمدم و ديدم سجاد کوچولو که از بي توجهي من به ستوه آمده، با دستي که محکم به پاي من مي زند و بغضي که ديگر نمي تواند مهارش کند، اعتراض خودش را نشان مي دهد و توجه مرا جلب مي کند. من از اشک هايي که از گوشه چشم او سرازير بود، فهميدم، اوضاع از چه قرار است . بي اختيار او را در آغوش گرفتم و با ناز و نوازش هاي پدرانه خواستم او را آرام کنم.
کمي که آرام شد، با لبخندي که روي لب هايش نشست، خنده و آرامش را به من هم هديه کرد و به بازي خودش پرداخت. من که محو حالت هاي معصومانه او بودم، با نگاهم بازي او را دنبال مي کردم و به همين عشق و احساسي که ميان من و او بود، فکر مي کردم. به اين فکر مي کردم ريشه اين عشق چيست که پدر يا مادري حاضرند هر نوع سختي و فشاري را براي آزرده نشدن اين معصوميت تحمل کنند؟ چگونه مي توان اين مسئله را توجيه کرد؟چرا من، فرزند و پدر و مادرم را دوست دارم و به آن ها عشق مي ورزم؟چرا اين خانه، اين انگشتر، اين مکان را دوست دارم و دل کندن از آن ها سخت است؟ با اين سؤال ها بود که بيش تر تأمل کردم. وقتي خوب فکر و قضيه را دنبال کردم، به نتايج جالب و عجيبي رسيدم که اول و آخر قصه به خودم ختم مي شد. بله، من!
جواب و سؤال ، خود من و نياز من و خودخواهي من بود، چرا که اين نياز من است که مرا به اين خانه، اين نعمت و حتي به فرزندم گره مي زند. جالب است که اگر مادري بچه اش را دوست دارد و حاضر است به خاطر کودکش، خودش را به آتش بسپارد، ريشه اين عشق، به همان عشقي برمي گردد که مادر به خودش دارد.
وقتي داشتم توي اين فکرها غوطه مي خوردم، متوجه شدم هنوز هم دارم بازي هاي کودکانه سجاد کوچولو را دنبال مي کنم. اين جا بود که با يک شيرين زباني او از جا کنده شدم و با بوسه اي که روي صورت او گذاشتم، به خودم گفتم: اي بابا تو هم عجب فکرهايي مي کني ها! و محکم او را به بغلم چسباندم و موهاي فرفري او را نوازش کردم، ولي وقتي اين حالت به اوج خودش رسيد، از خودم سؤال کردم: اگر ريشه همه عشق ها در نياز باشد، پس دليل عشق خدا به من چيست؟ خدا به من نياز ندارد، ولي عاشق من است و دليل عاشق بودن او همين بس که اين کوچولو را به من داده است و اين زندگي و اين همه نعمت و امکانات را که دارم، بدون اين که از او بخواهم، به من داده: واقعاً اين همه محبت، بدون اين که کسي احتياجي به من داشته باشد، براي چيست؟

نوشته شده توسط مسعود دریس در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390 ساعت 23:30 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط مسعود دریس در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390 ساعت 23:22 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
انقلاب و امام عصر علیه السلام در فرمایشات مقام معظم رهبری
مصاحبه با قرآن در مورد امام زمان علیه السلام
مهدویت در نگاه امام و رهبری
بیانات در جمع اساتید و فارغالتحصیلان تخصصی مهدویت هجدهم تیرماه نود
پاسخ چهار سئوال مهم و جدی در مورد امام زمان علیه السلام
فراخوان آیتاللهالعظمی وحید خراسانی براینیمهشعبان
در مقوله مهدويت از کارهاي عاميانه و غير معتبر پرهیز شود
جلوههایی از مهر و محبت امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ
محبت مهدوی
شیوه های کسب محبت مهدوی
درباره وبلاگ
<-BlogAbout->
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
زندگی مهدوی
جامعه مهدوی ؟
عاشقان اباالفضل
من شدم خلق که چون مهدی زهرا باشم
مهدی شناسی روح خدا برستی
زندگی منهای امام زمان یعنی شقاوت و بدبختی
مهدی یاوری چرا و چگونه ؟
همایش تجلیل از فعالان عرصه مهدویت در زمان غیبت
در دوران غیبت امام زمان (عج) چه کنیم ؟
وظایف منتظران ؟
آشتی با امام زمان (عج)
مرافقت با شهدا بهترین راه برای زمینه سازی ظهور
آیا ظهور نزدیک است ؟
اعتکاف مهدوی
منشور راهبردی توسعه فرهنگ انتظار
زیر بنای زندگی مهدوی از دیگاه امام سجاد (ع)
لیله الرغائب و یاد امام زمان (عج)
ارائه ی راهبردهای عملی جهت خدمت به امام عصر (عج)
جوان و یاری موعود (عج)
غربت امام عصر (عج)و دوازده قرن انتظار
امام زمان (عج) تنها راه
یازده قرن انتظار
وقت تمامه داداش بیا بریم
عصر ظهور
چرا مهدویت ؟
بایسته های انتظار
9 ربیع 1170 سال امامت امام زمان (عج)
حیات محمدی و ممات محمدی (ص)
زندگی زینبی بهترین الگو برای مهدی یاوران
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY